صفحه نخست
بازی ها
دیگر بخش ها
ارتباط با ما
ارسال مد / پچ
مد ها و پچ های خود را با ما و دوستانتان به اشتراک بگزارید
محبوب ترین ها

تبلیغات

21 آذر 1397 14 بار دانلود 0 دیدگاه
54321
بهترین بدلکار تاریخ | نقد و بررسی Just Cause 4

در کنار خیل عناوین بزرگ و پیچیده، هر از چند گاهی شاهد بازی هایی هستیم که رویکرد متفاوتی نسبت به دیگر بازیها اتخاذ کرده اند. این دسته بازیها غالبا کاری به پیچیدگی داستان ندارند و اکثرا فضایی جذاب و شاد را ارائه می دهند. این عناوین فقط به دنبال عرضه سرگرمی محض به مخاطبان هستند و از قوانین و خط قرمز های عناوین دیگر پیروی نمی کنند. منطق و عقل اکثرا در این عناوین معنایی ندارد و بازیباز به هر طریقی می تواند خود را سرگرم سازد. یکی از معروف ترین و البته محبوب ترین عناوین با این ویژگی‌ها، فرنچایز Just Cause است. در این مقاله قصد نقد و بررسی جدیدترین نسخه این سری را داریم. با گیمفا همرله باشید تا ببینیم آیا Just Cause 4 انتظارات را برآورده ساخته است یا خیر؟

داستانی نسبتا جذاب روی کاغذ، اما نه چندان موفق در عمل

داستان بازی در کشور غیرواقعی Solis که یکی از کشور های آمریکای جنوبی است جریان دارد. Rico Rodriguez این بار خود را در مصاف با گروه Black Hand می بیند. بزرگترین ارتش خصوصی جهان که به‌ عنوان مزدور به دیکتاتور ها و افراد مختلف خدمات ارائه می دهد. Gabriella Morales رییس و رهبر گروه محسوب می شود که نقش همان آدم بد قصه را دارد. بعد از اینکه مدارکی دال بر همکاری و وجود ارتباط بین پدر ریکو، و مرگ او با گروه Black Hand پیدا می شود. ریکو راهی Solis شده تا از ماجرا سردربیاورد و جواب سوال های خود را بیابد. البته این تمام ماجرا نیست و ریکو در روند بازی، به یک دیرینه شناس به نام Javi Huerta نیز کمک می کند تا حقایق درباره تاریخ Solis را کشف کند.

داستان بازی شاید در نگاه اول و به صورت خلاصه امیدوار کننده به نظر آید، ولی در عمل به نحو متفاوتی عمل می کند. انتظار خود من به شخصه، این بود که داستان بازی و سیر اتفاقات، همراه با پیچش و سورپرایز داستانی همراه شود، اما متاسفانه داستان بازی و ریتم اتفاقات، کاملا به مانند خطی صاف بوده و آنچنان نکته خاصی را در بر ندارد. در واقع داستان بازی بیشتر بهانه ای برای خلق جهانی بزرگ بوده تا مقدمات سرگرم شدن بازیبازان را فراهم سازد. مراحل اصلی هم اکثرا بسیار شبیه هم بوده و از کمبود تنوع به شدت رنج می برند. در بیشتر مراحل باید خود را به یکی از پایگاه ها یا مناطق تحت کنترل Black Hand برسانید و آن ها را نابود کنید. حال ممکن است نیاز به برداشتن مدارک یا کارهای مشابه باشد که آنچنان در بطن مراحل تفاوتی ایجاد نمی کنند. یکی از جالب ترین و عجیب ترین نکات در مورد Just cause 4 همین مورد است. در واقع اکثر لذت بازی در گردش آزاد یا همان Free Roam است تا انجام مراحل. گردش و چرخ زدن در محیط بازی و انجام کارهای مختلف، به لطف دنیای بزرگ و پر جزئیات بازی، که بلاشک یکی از برترین تجارب سندباکس نسل هشتم است، به خوبی ممکن شده است. البته بلاشک بزرگ ترین افسوس کسانی که بازی را تجربه کرده اند این خواهد بود که چرا مراحل بازی به شدت تکراری و مشابه هستند و سازندگان نتوانسته اند از پتانسیل بالای بازی، که همان آزادی عمل گسترده در انجام کارهای مختلف است. به خوبی استفاده کنند.

دیگر نکته جالب دربخش داستان بازی این است که وابستگی داستان و اتفاقات و جریانات بازی، به کات سین ها و مراحل اصلی کمتر از نسخه های قبل است. در واقع همانطور که سازندگان حدس می زدند که بسیاری از بازیبازان ممکن است گشت و گذار و گردش آزادانه را بر انجام کارهای مشخص ترجیح دهند، این مسأله اتفاق افتاد و باعث شد سازندکان اطلاعات مختلفی را در لابه لای محیط بازی و دیالوگ های اتفاقی قرار دهند تا بازیبازان علاوه بر گردش، با روند کلی داستان هم آشنا شوند. مثلا با کمی گشت و.گذار و چرخ زدن در محیط بازی، مخاطب به خوبی به قدرت و نفوذ Black Hand و تاثیر بسیار زیاد آن به solis پی می برد و ممکن است متوجه مسائل دیگری نیز بشود. این امر به نوبه ی خود خوب بوده و تا حد قابل قبولی وابستگی داستان را به مراحل اصلی و کات سین ها کمتر کرده است، اما مشکل اصلی این است داستان بازی آنچنان درگیر کننده نیست و جذابیت آنچنان بالایی ندارد. به‌خصوص این که روند اتفاقات و مسائل تا حد زیادی قابل پیش بینی بوده. یکی دیگر از مسائلی که از دیدگاه من به عنوان نقطه ضعف در بخش داستان تلقی می شود، کلی بودن شخصیت پردازی شهصیت هاست. درواقع اطلاعات داده شده و توضیحاتی که در باره ی شخصیت ها به خصوص شخصیت های فرعی داده می شود کلی بوده و گاها حتی دلیل و انگیزه فرد را نیز مشخص نمی سازد. از دیدگاه من با وجود این که تم اصلی داستان و مواجه شدن با یک گروه بزرگ کلیشه ای به نظر می رسید، اما سازندگان فرصت خلق داستانی بهتر و کامل تر را داشتند که متاسفانه آن چنان از پتانسیل بالقوه استفاده نکرده اند.

لذت ناب خلاقیت!!!

و اما گیم پلی بازی که بلاشک و با فاصله ی بسیار زیاد مهم ترین بخش کل سری Just Cause محسوب می شود. اساس، پایه و بنای تمامی بخش های مختلف گیم پلی بر دو اصل استوار است، آزادی عمل و خلاقیت. قبل از عرضه بازی و در قالب تریلر ها و مصاحبه های سازندگان، مانور بسیاری بر روی آزادی عمل هر چه بیش تر مخاطبان داده می شد که باید بگویم از این حیث بازی بسیار خوب عمل کرده است. به لطف Wingsuit یا همان لباس پرواز، چتر نجات و قلاب معروف ریکو، بازیبازان دامنه ی وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارند. دنیای بزرگی از کارها و فعالیت های مختلف را می توانید انجام دهید که این کارها لزوما به کشتن و نابودی دشمنان به شیوه های مختلف خلاصه نمی شود. برای مثال می توانید با استفاده از قلاب ریکو، یک گاو را به سمت پمپ بنزین پرتاب کنید و یک انفجار بزرگ را خلق کنید. یا مثلا با استفاده از بالن های دستی (مشابه انجه Metal gear solid دیدیم) یک تانک را به آسمان فرستاده و سوار آن شوید و به جنگ با هواپیماها و هلی کوپتر های دشمن بپردازید!!!کارهایی که می توانید انجام دهید تا حد بسیار زیادی به خود شما و خلاقیتتان بستگی دارد و این که از انجام چه کاری لذت می برید.

یکی از نکات جذاب اضافه شده در این نسخه که به لطف موتور گرافیکی قدرتمند بازی ممکن شده است. آب و هوای به شدت متغیر و متلاطم مانند و وجود رعد و برق و تورنادو است. برای مثال شما می توانید با یک هواپیما با سرعت به سمت یک تورنادو یا همان گردباد بروید و به محض این که به آن نزدیک شوید، جاذبه و قدرت گردباد به شدت شما و وسیله نقلیه تان را تحت تاثیر قرار خواهد داد که واقعا تجربه منحصر بفردی به شمار می رود. بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که یکی از مهم ترین دلایل آب و هوای ملتهب Solis, استفاده گروه Black Hand از سلاح های تغییر دهنده جوی است. البته لذت مقابله و تجربه با مسائلی مانند تورنادو بعد از مدتی عادی شده و نکته خاصی را در بر نمی گیرد. اگر سازندگان کمی به همین جزئیات بازی شاخ و برگ می دادند و در مرور زمان و با پیشرفت بازیباز نکات و موارد اندک ولی جدید به آن اضافه می کردند، می توانستند جذابیت این بخش ها را بالا نگه دارند. چون در حالت عادی هر بار نزدیک شدن به گردباد یا برخورد کردن با رعد و برق تجربه ای مشابه محسوب می شود و از یک نقطه به بعد، شما حس تکرار مکررات را خواهید داشت.

بزرگ ترین مانور تبلیغاتی سازندگان که در قالب تریلرهای مختلف نیز شاهد آن بودیم نیز همین مسائل جوی، و آزادی عمل در انجام کارهای مختلف بود. اشاره به این نکته هم ضروری است که واقعا گشت و گذار و انجام کارهای مختلف و آزادانه لذت بالایی را به بازیباز منتقل می سازد. به خصوص این که بسیاری از محدودیت های فیزیکی و منطقی که در اکثر عناوین سندباکس شاهد آن هستیم در Just Cause 4 وجود ندارند و دست شما بسیار باز خواهد بود. برای مثال می توانید با هواپیما به سمت یک کشتی هوایی بپرید و سپس با خارج شدن از هواپیما روی کشتی هوایی فرود آیید و در همین حین شاهد سقوط و انفجار هواپیمای خود باشید. همان طور که پیش تر گفتم دامنه انتخابات و احتمالات بسیار وسیع است و شما با توجه به خلاقیت و ذهن خود می توانید کارهای منحصر بفرد و مختلفی را انجام دهید.

دیگر نکته مهم در زمینه گیم پلی بازی این است که سازندگان تمام تلاش خود را به خرج داده اند تا بازیبازان تا آن جایی که امکان دارد زنده بمانند و به بازی بپردازند و در این راه بسیاری از مسائل عقلانی را نیز قربانی کرده اند که البته نکته خاصی محسوب نمی شود چون کل اساس بازی بر روی نادیده گرفتن منطق و قوانین بنا شده است! اگر بخواهم در مورد زنده نگه داشتن بازیبازان مثالی بزنم می توان به جان به در بردن ریکو از رعد و برق مستقیم اشاره کرد! در واقع اگر در جریان بازی رعد و برقی به ریکو اصابت کند، او در جا و بلافاصله نخواهد مرد بلکه به شدت زخمی می شود و اگر بعد از برخورد با رعد و برق بلافاصله اسیب دیگری دریافت کند خواهد مرد اما اگر هیچگونه ضربه و آسیب دیگری دریافت نکند بعد از مدتی می تواند سلامتی خود را بازیابد. یا مثلا اگر شما نزدیک بشکه ی انفجاری ایستاده باشید و به خاطر شلیک شما یا دشمنانتان بشکه در فاصله یک قدمی شما هم منفجر شود، شما نخواهید مرد بلکه به مانند مثال قبلی به شدت زخمی می شوید و اگر آسیب دیگری دریافت نکنید شانس بازیابی و درمان خواهید داشت. این تلاش سازندگان برای زنده نگه داشتن بازیباز در سخت ترین شرایط با توجه به سبک و سیاق بازی کامل قابل درک است به خصوص این که کل بازی بر روی سرگرمی ناب و لذت بنا شده است بنابراین مردن ممکن است وقفه ای در این سرگرمی ایجاد کند. البته به نظرم کمی سازندگان افراطی عمل کرده‌اند و بیش از حد به این موضوع پرداخته‌اند. به خصوص این که هنگام درگیری ها نیز با کمی دقت متوجه می شوید که بسیاری از شلیک های دشمنان اصلا به شما بر خورد نمی کنند و حتی از فاصله ی نزدیک نیز دشمنان اکثرا از نشانه گیری درست عاجزند و این نبود دقت از سوی دشمنان به راحتی این موقعیت را فراهم می سازد تا شما تک تک انها را با خلاقیت خود و ابزار مختلف، یا با شلیک مستقیم از پای دراورید.

بحث از تیراندازی و نبرد با دشمنان شد بد نیست به گان پلی بازی هم نگاهی بیاندازیم. یکی از مشکلاتی که خود من همواره با سری Just Cause داشته ام، گان پلی و مکانیزم تیراندازی بازی بوده که منتظر بودم در این نسخه شاهد تغییرات مثبت بسیاری باشم اما متأسفانه آن چنان تغییری در این زمینه صورت نگرفته است و اساس گان پلی بازی همان گان پلی نسخه سوم با اندکی تغییر است. بزرگ ترین مشکل من با گان پلی Just cause 4 این است که به مانند نسخه های قبلی، گان پلی بازی آن چنان حس و حال تیراندازی را به بازیباز منتقل نمی سازد. این مسأله به نظرم تا حد زیادی به زاویه دوربین، فیزیک حرکات و اسلحه ها بر می گردد. در واقع هنگام تیراندازی با سلاح های مختلف آن حس و حال یک عنوان تیراندازی سوم شخص به شما منتقل نخواهد شد که این مساله به نظرم بسیار آزار دهنده است است. به خصوص این که این مشکل در نسخه قبلی نیز وجود داشت و با توجه به فاصله چهارساله بین این نسخه و نسخه قبل، انتطار میرفت سازندگان دستی بر سر و روی گان پلی بازی بکشند و از آن حالت مصنوعی و غیرواقعی آن را خارج کنند که متاسفانه هنوز هم گان پلی بازی با حد استاندارد فاصله نسبتا قابل توحهی دارد.

در مورد طراحی مراحل پیش تر توضیحاتی دادم و به این نکته اشاره کردم که متاسفانه مراحل بازی یکنواخت و تکراری بوده و احتمالا از یک نقطه به بعد شما را به سمت گردش آزاد هدایت خواهد ساخت. البته گاه و بیگاه شاهد مراحل با طراحی جالب و خلاقانه نیز هستیم که اشاره به آنها لازم است، اما متاسفانه اکثر مراحل همان روند یکسان و مشابه را پیش گرفته اند و چیز زیادی برای عرضه ندارند. این مسأله واقعا ناراحت کننده است به‌خصوص این که وقتی به ابزار ها و امکانات متعدد بازی در زمینه گیم پلی نگاه می کنیم متوجه می شویم پتانسیل بازی بسیار بیش تر از این بود و سازندگان می توانستند با ترکیب ویژگی‌های مختلف، مراحل خلاقانه و بسیار جالبی را خلق کنند. به خصوص این که دست سازندگان بسیار باز بوده و اکثر محدودیت های فیزیکی و… را نیز پیش روی خود نمی دیدند.

یک منظره فوق العاده

می رسیم به گرافیک بازی. مانند همیشه این بخش را به دو قسمت گرافیک هنری و گرافیک فنی تقسیم می کنیم. از گرافیک هنری بازی شروع می کنیم. سازندکان به لطف موتور قدرتمند گرافیکی، توانسته اند مناظر بسیار زیبا، خارق العاده و چشم نوازی خلق کنند که حتی دیدن این مناظر نیز می تواند بسیار لذت بخش باشد. ترکیب رنگ سبز به عنوان رنگ اصلی در اکثر بخش های مختلف در ترکیب با رنگ های مختلف به کار رفته در ساختمان ها، وسایل نقلیه و… بسیار خوب آز آب در آمده و حس خوبی را به مخاطبین متتقل می سازد. کیفیت طراحی وسایل نقلیه از قبیل هواپیما، ماشین‌ها و…، ساختمان ها، جاده ها و موارد این چنینی بسیار قابل قبول و مناسب بوده و سازندگان در این زمینه ها نیز بسیار خوب عمل کرده اند. هر چند به نظرم طراحی هواپیما ها و تانک ها می توانست واقعی تر و بالغانه تر انجام شود تا حس جدی تری به مخاطب منتقل کند.

وجود آب و هوای داینامیک و تغییر پذیر نیز بسیار جالب و چشم نواز است؛ از رعد و برق های ناگهانی گرفته، تا تورنادو یا گردباد که پیش تر به آن اشاره کردم. خوشبختانه بر خلاف برخی شایعات که از گوشه و کنار به گوش می رسید مبنی بر این که کیفیت طراحی این ویژگی های آب و هوایی آن چنان قابل قبول نخواهد بود، مشخص شد که سازندگان در این قسمت هم مناسب عمل کرده اند و وظیفه خود را در حد مطلوبی به انجام رسانده اند. هر چند همچنان کیفیت طراحی تا سطح بسیار عالی فاصله دارد.

و.اما می رسیم سراغ بخش فنی. با توجه به حجم بسیار بالای تخریب پذیری و سکانس های انفجار و تخریب و موارد این چنینی، به نظر می رسید که شاهد باگهای مختلفی در این زمینه باشیم که همین اتفاق نیز افتاده است. در طول انجام مراحل اصلی و یا فرعی، و یا گردش آزادانه در محیط بازی و انجام کارهای مختلف، به دفعات نسبتا زیاد شاهد باگهای مختلفی خواهید بود. از فرو رفتن اجسام در یکدیگر تا پرتاب شدن بی دلیل برخی اشیا و موارد این چنینی. البته نکته بسیار جالب در خصوص باگ های گرافیکی این بازی این است که بسیاری از اوقات این باگ ها به جای این که آزار دهنده باشند خنده دار و جذاب هستند و حتی می توانند لذت گیم پلی بازی را نیز افزایش دهند!!! به خصوص این مسأله که بازی کلا حالتی جدی ندارد، برای همین پرتاب شدن ناگهانی یک ماشین به آسمان به‌ جای اینکه برای مخاطب آزار دهنده باشد، حتی ممکن است به عنوان نکته ای مثبت نیز تلقی شود!!! هر چند گاها ممکن است با برخی باگهای تاثیر گذار نیز مواجه شوید، اما اکثرا باگ های گرافیکی مشکل خاصی در روند بازی ایحاد نخواهند کرد.

صدای سرگرمی

در بخش موسیقی و صداگذاری ابتدا باید به کیفیت صداگذاری شخصیت های مختلف اشاره کنم. بعضی از شخصیت ها صداگذاری خوبی داشته و به خصوص ترکیب صدا و چهره آنها کاملا رضایت بخش و خوب است. از طرف دیگر برخی شخصیت ها، به‌خصوص برخی NPC ها که گوشه و کنار دنیای بازی به آنها برخورد خواهید کرد صداگذاری متوسطی دارند. البته در کل بخش صداگذاری بازی قابل قبول و مناسب بوده است.

دربخش موسیقی هم باید بگویم اکثر ساندترک های بازی کاملا با حال و هوای بازی تطابق داشته، و اکثرا ریتم بسیار تندی دارند تا هیجان شما را بالا ببرند و سطح ادرنالین خون ما را بالا نگه دارند. هر چند خوب بودن یا بد بودن کیفیت ساندترک ها تا حدودی می تواند سلیقه ای باشد، با این وجود فکر می کنم در کل ساندترک های بازی خوب و مناسب عمل کرده اند. هر چند به نظرم تعداد آنها می توانست بیش تر باشد و تنوع بیشتری داشته باشند. در کل بخش موسیقی و صداگذاری بازی عملکردی متوسط و خوب داشته و با وجود اینکه در بالاترین سطح نیست، اما شما را راضی خواهد کرد.

سخن پایانی:

Just cause 4 عنوانی لذت بخش است که می تواند شما را به دور از پیچیدگی های بسیاری از عناوین امروزی سرگرم سازد. متاسفانه برخی مشکلات نسخه سوم در این نسخه نیز وجود دارند و باعث شده اند تا لذت بردن به شکل تمام و کمال ممکن نباشد، اما با این وجود اگر به دنبال آزادی عمل هستید و دوست دارید با استفاده از خلاقیت خود کارهای اکشن مختلف را انجام دهید، Just cause 4 انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.

منبع: سایت بزرگ گیمفا

دسته ها : معرفی بازی
برچسب ها :
تصاویر و ویدیو ها
دیدگاه ها (0)